نقشه راه ارتباطی بیارجمند به سایر شهرها
بیارجُمَند ، بخش و شهری در استان سمنان . نام شهر ظاهراً از ترکیب نام دو قریة بیار (جمع بئر به معنای چاه ) و جُمند در قومس * (= کومش ) پدید آمده است . بیارجمند در گذشته ولایت «بیار و جمند» را تشکیل می داده است (حافظ ابرو، ج 2، ص 107). مقدسی در قرن چهارم مطالب فراوانی دربارة بیار، که اجداد مادری او اهل آنجا بوده اند، ذکر کرده است . به نوشته او، بیارشهرمانندی در کورة قومس بوده که دژ و بارو و مزارع و تاکستان و باغهای میوه داشته است . وی همچنین از پرورش شتر و گوسفند و تولید روغن در آنجا یاد کرده و می نویسد که ، شهر منبر (مسجد جامع ) و بازار نداشته ، و خرید و فروش در خانه ها انجام می شده است . در این منطقة کم آب ، آسیابها در زیرزمین ساخته شده بوده و آب از بالا بر آنها می ریخته است . اهالی شهر در ضدیّت با کرّامیّه سخت تعصب داشته اند. در زمان مقدسی ، شهر از دست دیلمیان در آمده بوده است و سامانیان بر آن حکومت داشته اند (ص 26، 356، 357، 367؛ ایرانیکا ، ذیل «بیار»).
در 388، ابن اسفندیار (ج 2، ص 8)، از قلعة جُمند (جومند) نام می برد که ابوعلی حمویه ، نصربن حسن فیروزان را در آنجا پناه داد. در 407 نصر از بیار و جومَند به ری رفت و از ترس قابوس و لشکریانش ، راه بیابان را طی کرد (رشیدالدین فضل الله ، ص 144؛ عتبی ، ص 360). یاقوت حموی بیار را شهری در قومس بین بسطام و بیهق ضبط کرده و چندتن از ادبا و علمای آنجا را نام برده است (ج 1، ص 772).
در اوایل قرن هشتم ، حمدالله مستوفی بیار را شهری متوسط و با هوای معتدل ، از اقلیم چهارم در خراسان دانسته ، که حاصلش غله و اندکی میوه است (ص 150). در دورة سربداران (737ـ 788) بیارجمند و مناطق اطراف آن به دست امیر عبدالرزاق سربدار افتاد (پطروشفسکی ، ص 52). خوافی در بیان وقایع 740، از تصرف بیارجمند و نواحی اطراف از جمله دامغان و بسطام و سمنان ، به دست وجیه الدین مسعود باشتینی سربدار خبر می دهد (ج 3، ص 59).
در 864، سلطان حسین میرزا (از سلسلة تیموریان ) به دلیل ناامنی و غارت قبایل عرب در نواحی بیار و جمند، عبدالعلی ترخان را به سرکوبی آنان فرستاد (خواندمیر، ج 4، ص 122). از اواخر قرن دوازدهم به بعد، جهانگردان اروپایی که از حاشیة شمالی کویر بزرگ گذشته اند، درباره بیار مطالبی نوشته اند. کاپیتان کلارک به حدود دویست خانه و آبیاری با قنات در بیار اشاره می کند ( ایرانیکا ، همانجا؛ نیز
رجوع کنید به شیندلر، ص 168). مک گرگور در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم ، در سفر خود به منطقة کویر مرکزی ایران ، گذشتن از منطقة بین سمنان و بیارجمند و سبزوار
در شمال ، و یزد و نایین و بیابانک در جنوب را از گذشتن از دریاها خطرناکتر می داند (ص 102). در دورة قاجاریه ، بیارجمند از بلاد خراسان ، نزدیک سبزوار، بود و جایی خوش و هوایی دلکش داشت (شیروانی ، ص 152). اعتمادالسلطنه سخنان پیشینیان را دربارة بیار تکرار کرده و اطلاع جدیدی از وضع آن زمان شهر به دست نداده است ( رجوع کنید به ج 1، ص 520). وی جومند را نام قلعه ای در قومس که برخی آن را جومَندر و جوزْمندر نوشته اند، ضبط کرده است (ج 4، ص 2293). در 1311 ش ، بیارجمند از بلوکات شاهرود، در مجاورت بلوکات فرومَد، خارتوران ، طرود و زیراِستاق بود که مرکز آن بیار و محصولات مهم آن پنبه و انگور و توتون بود (کیهان ، ج 2، ص 207، ج 3، ص 177).
امروزه ، بیارجمند مرکز بخشی به همین نام در شهرستان شاهرود از استان سمنان است . بخش بیارجمند در منطقة کویری و مشتمل بر دو دهستان به نامهای خارتوران / خارطوران (به مرکزیت زمان آباد؛ در نیمه اوّل قرن نهم ، حافظ ابرو خاروطبران را ترکیب دو قریة خار و طبران می داند رجوع کنید به ج 2، ص 107) و بیارجمند (به مرکزیت خانخودی ) است . از شمال به بخش میامی (شهرستان شاهرود)، از مشرق به بخشهای داورزن و رودآب (شهرستان سبزوار) و بخش انابد/انابت (شهرستان برداسکن )، از جنوب به بخشهای مرکزی و دستگردان (شهرستان طبس ) و از مغرب به بخش مرکزی شاهرود محدود است . آبادیهای آن عمدتاً در دشت قرار دارد، به طوری که در 1375 ش از 126 آبادیِ بخش ، استقرار 96 آبادی در دشت ذکر شده است (مرکز آمار ایران ، 1376 ش الف ، ص 7). مهمترین کوههای آن عبارت اند از: کوه پیغمبر (مرتفعترین قله : 265 ، 2 متر) در جنوب آبادی زیور و جنوب غربی آبادی صالح آباد در حدود 123 کیلومتری جنوب شرقی بیارجمند؛ کوه منفرد آسیاب (مرتفعترین قله : 055 ، 2 متر) در حدود ده کیلومتری شمال غربی بیارجمند؛ سوخته کوه (مرتفعترین قله : 416 ، 2 متر) در حدود هفده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ قلعه آهو (مرتفعترین قله : 920 ، 1 متر) در حدود پانزده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ یَزدو (مرتفعترین قله : 641 ، 1 متر) در جنوب آبادیِ یزدو در حدود 23 کیلومتری جنوب شرقی شهر بیارجمند؛ و چاریانو (مرتفعترین قله : 620 ، 1 متر) در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند. رود کال شوراب ، خارتوران و رودهای موسمی و سیلابی کالِتگوک ، کالِتلخه بو و آب گورخو در آن جریان دارد.تلخاب از چشمه های مشهور بیارجمند (با آب نسبتاً شور)است . آبیاری زمینهای زراعی با چندین رشته قنات و چاههای عمیق و نیمه عمیق صورت می گیرد و بیشتر آبادیهای آن کشتزارهای موقت دارد.
محصولات عمدة آن گندم ، جو، پنبه و زیره است که بعضی صادر می شود. ازگیا، کتیرا و گز و تاغ دارد و از زیا، روباه و شغال و گرگ و آهو و خرگوش و کبک در آن یافت می شود (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد). نواحی شمالی و دامنه های آن ، مراتعِ دامهاست ، به طوری که بیارجمند قشلاق دامداران سنگسری است . دهستان خارتوران نیز قشلاق طایفة سنگسری و کردهای قوچانی و گله داران تُرشیزی است (حقیقت ، ص 261،263). شترداری در برخی نواحی آن رایج است . دارای صنایع دستی قالی ، قالیچه ، پشتی ، گلیم و نمد است . فرشبافی آن با طرحهای سبزواری ، کاشی ، بلوچی و تنگی و نقشهای گلریز، جقه ای و چهارخانه مشهور است (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد).
طبق قانون تقسیمات کشوری مصوب 16 آبان 1316، بخش بیارجمند در شهرستان شاهرود از استان دوم (مازندران ) تشکیل شد. در 1340 ش ، با جدا شدن سمنان از استان دوم ، تابع فرمانداری کل سمنان گردید ( رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ، ذیل «سمنان ، شهرستان »). زبان اهالی ، فارسی با گویش محلی است و مردم منطقه پیرو مذهب شیعه (اثنا عشری ) و سنی حنفی اند (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، ج 30، ص 10).
جمعیت بخش بیارجمند در 1375 ش ، حدود 000 ، 7 تن بود که از این تعداد حدود 850 ، 3 تن در دهستان خارتوران به سر می بردند. بقعة مشهور به قبر حضرت جرجیس پیغمبر در فریدا (=فریدر از آبادیهای دهستان خارتوران ) قرار دارد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج 1، ص 279).
شهر بیارجمند (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش : 626 ، 2 تن )، در ارتفاع 1080متری در 112 کیلومتری جنوب شرقی شهر شاهرود، در دشت گسترده ای در جانب جنوبی رشته کوه البرز شرقی و حاشیة شمالی دشت کویر واقع است . راه اصلی شاهرود ـ سبزوار از شمال آن می گذرد. میانگینِ حداکثر
مطلق دمای آن در تابستان ْ44 و میانگین حداقل آن در زمستان ْ15- است . بارش سالانة آن نیز حدود 110 میلیمتر است . دق بیارجمند (شوره زار) در جنوب شرقی شهر بیارجمند در شمال آبادی دره دایی قرار دارد ( جغرافیای کامل ایران ، ج 2، ص 776). بیارجمند با راه اصلی به شهرهای میامی و شاهرود در شمال و شمال غربی و نیز به شهر داورزن و سبزوار مرتبط است . خانخودی و زمان آباد نیز از طریق راههای فرعی با بیارجمند ارتباط دارند. شهر دارای مسجد جامع (متعلق به دورة افشاریه ) و چند زیارتگاه از جمله «پیر بریانه » و «پیر آهوان » است . جشن سَدة مردم بیارجمند از مهمترین جشنهای محلی منطقه است که پنجاه و پنج روز مانده به آخر سال برگزار می شود. اهالی معتقدند که با شروع گرما، مقدمات سبز شدن گیاهان بویژه گندم فراهم می شود و لذا در این روز در محله های شهر، سده (بوته های بیابانی با گُلهای سفید و ریز) روشن می کنند
1. چغول : نوعی سهره
2. خولی : شانه به سر
3. گالسنو : سوسک مشکی
4. تان تنو : عنکبوت
5. بزغاله مار:بزمچه
6. مارسو:سوسمار
7. خاک انداز گاله بنداز: عنکبوت کوچک
8. گو خدا:فاطمه چسوک :سن
۹.هدهد
۱۰-حیوانات اهلی شامل :گاو-گوسفند -بز-مرغ-خروس-الاغ-اسب- شتر و ...
۱۱-سار
۱۲-و...
با سپاس.
خوردنی ها:
| ردیف | واژه | معنی |
| ۱ | کلمبه | نوعی نان که حکم شیرینی را دارد. از خمیر شیرین و روغن دار و گاهی اوقات شیر تشکیل می گردد و معمولا ماندگاری چند ماهه دارد. سرگرمی زمستانی بیاریهاست و در دو حالت بدون شکر (اوویی) و شیرین (قندی) تهیه میگردد. |
| ۲ | سورو | نان روغنی بیاریها که بصورت گرد و با افزودن روغن (گاهی اوقات از جیزغاله دنبه گوسفند استفاده میگردد) به خمیر معمولی تهیه میگردد. نمونه های تهیه شده در تنور هیزمی مزه بسیار خوبی دارد. |
| ۳ | کماچ | نان مربوط به چوپانهاست که در صحرا و بنه و با قرار دادن خمیر در زیر خاکستر تهیه می شود. معمولا گوشت آن زیاد است و به قول امروزیها جزء نانهای حجیم میباشد. |
| ۴ | سوروپلاچو | شیرینی محبوب بیاریهای که از سرخ کردن خمیر نازک شده در روغن داغ و افزودن شکر بعد از خارج کردن از روغن تهیه میشود. اگر گیر آوردید حتما امتحان کنید. |
| ۵ | قروت | همان کشک است. مطئن نیستم ولی بنظر میرسد ریشه این واژه ترکی باشد. |
| ۶ | سیچو | همان قره قروط است. |
| ۷ | قیماغ | سرشیر |
| ۸ | مسکه | کره تهیه شده از گرما دادن قیماغ است. |
| ۹ | گورماست | خورشتی است تریتی که از اضافه کردن ماست به شیر تهیه می شود |
| ۱۱ | قروتی یا نون و قروت | عشق بیاریها بطوری که بیاریها را قروت خور مینامند. این غذا نیز تریتی بوده و با اضافه کردن آب به کشکی که در روغن و پیاز آماده شده و افزودن پونه و ... تهیه می شود. معمولا با گوجه و بادمجان خورده می شود. |
| ۱۲ | اشکنه ماست | خورشت تریتی مثل قروطی که بجای قروت از ماست استفاده می کنند. |
| ۱۳ | اشکنه گوجه | خورشت تریتی |
| ۱۵ | اشکنه سیچو | خورشت تریتی |
| ۱۶ | اشکنه اسباب | خورشت تریتی |
| ۱۷ | بغچه | همان باغچه است که برای حیاط خانه بکار می رود. |
| ۱۸ | کر | حوض |
| 19 | دلوزی | ساختری L مانند در ورودی اتاق اصلی (حال) که مانع ورود هوای سرد و گرم بطور مستقیم به خانه می گردد. |
| 20 | دِحول | مترسک |
| 21 | بادیه | کاسه |
| 22 | تاس | نوعی کاسه که بیشتر برای حمام استفاده می شده و مسی بوده با لبه های کنگره دار |
این بازی بصورت گروهی بوده و یک نفر به هر طریقی انتخاب میشود و بحالت رکوع می ایستد تا دیگران از روی پشتش بپرند که این پرش همراه با خواندن شعرها و رعایت اصولی است. یک نفر به عنوان اوستا (استاد) که شعرهای بازی را از بر است انتخاب شده و به عنوان نفر اول می پرد و شعر هر پرش را میخواند و دیگران پشت سر او همزمان با پریدن از پشت نفر اول آن شعر را تکرار می کنند. اگر کسی نتواند بپرد یا در میانه راه پایین بیفتد و یا نکات مورد نظر دیگر که بعضی مراحل دارند رعایت نکند، باید جایش را با نفر خم شده عوض کند. اگر تمام مراحل طی گردد و کسی نبازد، نفری که خم بوده درون دایره ای می ایستد و دیگران باید بایشان را به دایره برسانند در حالی که نفر میان دایره سعی می کند به آنها دست بزند. اگر همه پایشان را به دایره برسانند بدون آنکه دست نفر وسط به آنها بخورد، بازی دوباره با همان نفر انجام می شود ولی اگر نفر وسط بتواند به یکی از افراد دست بزند، او باید جایگزین گردد. شعر های بازی به صورت زیر است:
اِز سِر نو گِزر خانُم
باز باز یکی شد
باز باز دو تا شد
سومیش کل نمی زنُم (در این مرحله هنگام پریدن نباید جایی از بدن به نفر خم شده برخورد کند)
چهارمیش چهار دست و پایم بر زِمین ( درهنگام فرود باید چهار دست و پای نفر پرنده به زمین برسد)
پنجمیش یک دست یک پا بر زِمین ( درهنگام فرود باید یک دست و یک پای نفر پرنده بصورت ضربدری به زمین برسد)
شیشمیش شیشه عمرُم بر زِمین
هفتمیش هفت آسمان
هشتمیش هشت در بهشت
نهمیش نام خدا
دهمیش هوریو
یازدهمیش لالام میاد (همراه با خمیازه)
شِبی اول عِدس پِلو
شِبی دوم باقالی پِلو
شِبی سوم بِزِنو بِرو (در این مرحله که مرحله آخر است هنگام پرش، نفر پرنده ضربه ای به نفر خم شده می زند
سُوآر سُوار قروتی!!
یکی از بازیهای جالب و نشاط آور بیارجمندیها این بازی سُوار سُوار قروتی است. سُوار همان سّوار و قروتی به معنی کشک است (بیاریها به کشک قروت میگویند که بنظر میرسد برگردان ترکی واژه کشک باشد). چرایی این نامگذاری آن برای اینجانب نا آشناست.
در این بازی بچه ها به دو گروه شده و با قرعه یکی از گروه ها باید سواری بدهد. تعداد هر گروه معمولا سه یا چهار نفر است و بیشتر شدن آن بازی را مشکل میکند.گروه سواری دهنده بترتیب پشت سرهم قرار گرفته و بحالت رکوع می ایستند. نفر اول سرش را به دیوار چسبانده و دستانش را روی دیوار میگذارد. نفر دوم دستانش را روی باهای نفر نخست گذاشته و خودش با به او نزدیک میکند. بهمین ترتیب باقی گروه می ایستند. بعد از تشکیل این قطار انسانی گروه دوم نفر به نفر با دورخیز بر روی پشت نفرات خم شده می پرند. تلاش آنها اینست که تا جای ممکن جلوتر بپرند تا همگی روی افراد جا شوند. اگر کسی در هنگام پرش یا بعد از آن پایین بیفتد گروهش بازنده شده و جاها عوض میشود. پس از آنکه تمام نفرات پریدند تا 10 (یا هر شماره توافقی دیگر) می شمارند. در این مدت افراد گروه سواری دهنده نباید بخسبند (خم شوند و روی زمین بنشینند) بلکه باید وزن را کامل تحمل کنند.اگر بخسبند بازی تکرار می شود و اگر بتوانند تا انتهای شمارش ایستادگی کنند نوبت پریدن آنها میشود. به این ترتیب درحالی که تلاش افراد کولی دهنده به حفظ حالتشان است و میخواهند به هر شکل شده یا خود را حفظ کنند و یا کاری کنند نفرات گروه مقابل بیفتند، نفرات سواری گیرنده خود را سنگین کرده و مثلا با پریدن روی سر و گردن افراد زیرین تلاش میکننده آنها را مجبور کنند که بخفتند.
گُذلاشتم
همان دوز بازی شهری است. گذلاشتم یک بازی دو نفره است و از یک کاغذ، که روی آن طرحی کشیده شده و جایگاه ها را مشخص میکند، و دو سری مهره که معمولا از سنگ یا چوب هستند، تشکیل میشود که به دو صورت سهتایی و دوازده تایی (شماره سنگها یا چوبها) انجام میپذیرد. البته میتوان طرح بازی را روی زمین کشید و روی آن به بازی ادامه داد.. در روش سهتایی یک مربع رسم کرده و از میانه هر ضلع به میانه ضلع مقابل وصل میکنیم. به این ترتیب یک مربع با یک بعلاوه در وسط آن ایجاد میگردد و 9 جایگاه برای قرار دادن سنگ یا چوبها ایجاد می شود. در روش 12 تایی سه مربع داخل یکدیگر رسم کرده و گوشه های مربع کوچک را با عبور از گوشه های مربع میانی به گوشه های مربع بیرونی وصل میکنیم. همچنین از میانه ضلع های مربع کوچک درونی به میانه ضلعهای مربع بزرگ بیرونی خط رسم میکنیم. به این ترتیب 24 جایگاه ایجاد میشود. روش بازی بدینصورت است که بصورت قرعه (یا سنگ کاغذ قیچی، یا شماره آوردن و ...) یک نفر شروع کننده می شود. وی اولین مهره را گذاشته و به نوبت هر یک مهره های خود را روی جایگاه ها قرار می دهند. هر کس بتواند سه مهره را در یک راستا قرار دهد می تواند یکی از مهره های حریف را حذف کند. در بازی سه تایی با روی خط قرار گرفتن سه مهره بازی تمام می شود زیرا مهره های حریف 2 تا شده و دیگر قادر به بازی نیست ولی در بازی 12 تایی تا جایی که مهره های حریف به 2 برسد بازی ادامه دارد. نکته مهم آنکه در بازی سه تایی می توان مهره ها را از جایشان بلند کرده و در هر جایگاه خالی موجود قرار داد حال آنکه در بازی 12 تایی مادامی که تعداد مهره های بازی کن بیش از 3 تا است، حق ندارد مهره را بلند کند و تنها اجازه حرکت مهره به جایگاه های خالی در همسایگیش را دارد. همچنین باید توجه داشت که در بازی 12 تایی اگر قبل از قرار گرفتن کامل مهره ها روی صفحه یکی از نفرات 3 مهره را ردیف کند، باید از مهره های حریف که در صفحه گذاشته نشده اند (هنوز وارد بازی نشده اند) کم شود نه از مهره هایی که روی صفحه هستند.

سنگله همان «یک قل دو قل» شناخته شده است که در سرتاسر ایران و در شهرهای و روستاهای گوناگونی بازی می شود. ابزار آن پنج سنگ است که یکی از آنها بعنوان گل بکار میرود. لازم نیست که این گل از پیش مشخص گردد بلکه هر یک از پنج سنگ را میتوان در هر گام یا مرحله بعنوان گل بکار برد. بازی سنگله از گامهای زیادی تشکیل شده است که از ساده آغاز و کم کم سخت تر و سختتر میشود. بازی با سنگها با یک دست انجام میشود و دست دیگر تنها بعنوان تکمیل کننده و در بعضی از گامها بکار گرفته میشود. تعداد بازیگران محدود نیست و می تواند از دو نفر تا هر تعدادی باشد ولی بهتر است بیشتر از پنج نفر نباشد چرا که اگر دیر به دیر نوبت بازیگران شود تا بازی کنند، جذابیت بازی کاهش می یابد.
گامهای سنگله:
پنج گام اول به سبک زیر است:
1. پنج سنگ را روی زمین ریخته و یکی را بدلخواه بعنوان گل برمیگزینیم. با پرتاب گل به هوا یک سنگ را برداشته و گل را در هوا و با همان دست که سنگ از زمین برمیدارد و گل را پرتاب میکند، میگیریم. به همین ترتیب تمام چهار سنگ را برداشته و به گام بعد میرویم.
v در هنگام بازی نباید دست بازی کننده و یا سنگی که دستش باید برابر قانونهای بازی به آن بخورد، به سنگهای دیگر برخورد نماید (مانند تکان خوردن یک سنگ در اثر جابجایی سنگ دیگری که به آن تکیه داده است) و اگر بخورد خطا بوده و نوبت بازیگر بعدی است که ادامه دهد.
2. در گام دوم باید بعد از ریختن سنگها و برداشتن گل، سنگهای روی زمین را دو به دو جمع کنیم (مانند گام اول با پرتاب گل به هوا دو سنگ را برداشته و گل را می گیریم سپس دو سنگ بعدی).
3. در این گام سه تا از چهار سنگ را یکجا و سپس تک سنگ مانده را بر میداریم. ترتیب یک و سه اجبار ندارد و میتوان نخست سنگ تکی را برداشت و سپس سه سنگ را.
4. از آنجا که هر چهار سنگ را باید یکجا برداریم، در این گام در حالی که چهارسنگ را در دست داریم، سنگ گل را به هوا انداخته و چهار سنگ را هم زمان روی زمین میگذاریم. سپس دوباره گل را به هوا پرت کرده، چهار سنگ را برداشته و گل را میگیریم.
5. چون جدا از گل تنها چهار سنگ داریم، در گام پنجم چهار سنگ را در دست نگه داشته و با پرتاب گل انگشت سوابه خود را بنشانه پنچ سنگ روی زمین مالیده و گل را می گیریم.
v گامهای بعدی از نظر ترتیب اجرا صد در صد ثابت نیست و میتوان آنها را جابجا کرد ولی تلاش نویسنده بر آن بوده که ترتیبی که بیشتر بکار میرود را بیاورد.
گامهای بعدی:
کلو باز؛ کلو بسته؛ کلو روی انگشتان دیگر، پنجه، پنجه پشت، سلطان، بشکن، نشکن، آبپاش گلابپاش، تخم گذار، تخم بردار، لانه مورچه باز، لانه مورچه بسته، عروس و داماد، تنور باز و بسته، تنور وارون باز و بسته، دیوار باز، دیوار بسته، بلندی رو، بلندی پشت دست، شاخ یک تا پنج، سنگ دستشویی، انگشت ضربدری، سکو پشت و رو...
جایزه و تنبیه آخر بازی:
بطور معمول بعد از تمام شدن بازی توسط برنده بر روی دست بازنده (بازنده ها) این قسمت اجرا می گردد. به این ترتیب که به هر یک از پنچ سنگ نامی داده می شود شامل: چنگلو (ویشگول)، پکّه، خنجر، جارو و نازی. برنده این سنگها را نامگذاری کرده و بر پشت دست بازنده می چیند. جای سنگها بر روی دست جلو (روی نوک انگشت وسط)، عقب (نزدیک مچ)، کناره ها (روی انگشتان کوچک و شصت) و وسط دست است. بازنده با پرتاب سنگها به هوا تلاش می کند تا سنگها را در هوا بگیرد. هر سنگی که از دستش رها شود و نتواند آن را بگیرد، مطابق اسمش حکم اجرا می شود:
1. نازی: مثل خود بازی سنگله نفر برنده این سنگ را بعنوان گل بکار برده و با هر بار پرتاب سنگ به بالا، قبل گرفتن دوباره آن روی دست بازنده را ناز می کند. تا زمانی که سنگ از دستش رها شده و نتواند آن را بگیرد.
2. جارو: کمی خشن تر از نازی است و برنده با پرتاب سنگ با خشونت بیشتری دستش را پشت دست بازنده می کشد.
3. خنجر: در این حالت با هر بار پرتاب سنگ به بالا، برنده روی دست بازنده پنجه می کشد.
4. پکه: در این حکم با پرتاب سنگ برنده با مشت بر روی دست بازنده می کوبد.
5. چنگلو: در اجرای حکم این سنگ برنده با پرتاب سنگ به هوا، از پشت دست بازنده ویشگول می گیرد.
به این ترتیب بازی تمام شده و حکم نیز اجرا می شود.
گال- دو
بازی گال دو یک بازی گروهیست که در جای جای ایران با اندکی تغییر و با اسم های دیگری بازی میشود. اتک متک یا چوگور، الک بازی و ... از جمله این نامها هستند. ابزار این بازی دو چوب یکی بلند (50 تا 100 سانتی بسته به سن و سال بازیگران) با نام گال و دیگری کوتاه (نزدیک یک وجب) با نام دو.
گروهی که آغازگر بازیست با کمک گال چوب دو را تا جای ممکن به دورترین فاصله پرتاب میکند. برای این کار جایگاه مشخصی در نظر گرفته شده و از دو سنگ کنار هم کمک می گیریم. دو را روی دو سنگ که از هم کمی فاصله دارند می گزاریم و با گال زیرش میزنیم. وقتی در هوا بلند شده با گال به آن ضربه ای می زنیم تا پرتاب شود. در روش دیگر که کمی سخت تر است، دو را روی زمین گذاشته و با گال به یک سر آن ضربهای میزنیم. در این حالت دو بصورت چرخان به هوا بلند می شود و با ضربه گال آن را پرتاب میکنیم. گروه دوم تلاش می کند که دو را در هوا بگیرد. اگر موفق شود، گروه پرتابگر به اصطلاح سوخته و نوبت گروه داخل زمین می شود. اگر بعد از برخورد دو با زمین آن را بگیرند، اجازه دارند تا هفت قدم جلو بیایند. و اگر دو خودش روی زمین بایستد، از همانجا باید دو را به طرف جایگاه پرتاب کنند. در این هنگام نفر پرتاب کننده می تواند با گال و قبل از ایستادن کامل دو، دوباره به آن ضربه بزند تا دور تر شود. پس از ایستادن دو، پرتابگر فاصله دو تا جایگاه را با گال اندازه می زند. شماره بدست آمده امتیاز اوست که با امتیاز گروه جمع می شود. پس از این نفر، نفرهای بعدی گروه نیز این کار را تکرار می کنند تا آخر. پایان بازی رسیدن به امتیازی است که پیش از شروع بازی برگزیده اند. جایزه برنده نیز بستگی به توافق پیش از بازی دارد ولی بطور معمول گروه بازنده باید به گروه برنده به اندازه محیط زمین بازی کولی بدهد.